دلتنگ
جوجوي مامان:
امروز كه تورو گذاشتم خونه ماماني و خودم داشتم ميرفتم سركار ، اومده بودي دم در ورودي هال و كلي هم
ذوق كرده بودي
منم كلي دلم گرفت 

راستي يه روز تو رو بردم شركت
اون موقع تقريبا سه ماه و نيم ت بود ( 10 ارديبهشت 92 ) اونجا
همه از تو خيلي خوششون اومد
اون روز تولد مدير عامل بود، كلي گل و شيريني و كيك .gif)
.gif)
.gif)
عكسي كه اونجا ازت گرفتم رو ببين .gif)

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دلتنگ
