فواد و مريضي

15 آذرماه 92
فوادي مامان ،تو اين عكس يك هفته ست كه مريضي
گلوت چرك كرده .... دكتر هم رفتيم ولي هنوز
خيلي بهتر نشدي . همش هم بهونه ميگيري و ميخواي بغل باشي .gif)
آهان تا يادم نرفته اينو هم بگم كه وقتي شما رو برديم پيش آقاي دكتر توي مطب كلي از دستت خنديديم
آقاي دكتر ميخواست شما رو معاينه كنه 
شما رو گذاشتيم روي تخت كه لباساتا در بياريم بعد شما هم حالا گير داده بودي به پرده هاي اتاق و
ولشون نميكردي ...... بعد هم تاراحت ميشدي كه ما نميزاريم به كارت برسي
ديگه بعد كلي كلنجار رفتن ،آقاي دكتر شمارو معاينه كردو لباسات رو پوشيدي و توي بغل بابا پاي ميز
آقاي دكتر وايساده بودين .... توام با پات تمام چيزاي روي ميز آقاي دكتر رو شوت ميكردي 
آخه مگه وسايل آقاي دكتر توپ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! 


آقاي دكتر هم ديگه ديد شما ول كن وسايلش نيستي زد زير خنده و رو كرد به منو بابا گفت: يك سال
ديگه شماها ديدني هستين 

راستي فواد از سه شنبه 12 آذر (92) بدون كمك ميشينه(يه مدل از نشستن فواد دقيقااااا مثل كايلو)


فواد و مريضي
